خیلی کم میومدم اینجا:(
اما خو الان برگشتم^__^
امشب با ایدا یجورایی قهرکردیم..
تقصیرمن بود#
همیشه میرینم..حالش خوب نبود..
جای اینکه کنارش باشم..بدتر ریدم به اعصابش:(
اخه به منم میگن رفیق؟میگن خواهر؟
اما واقعا نظری راجع به ارش ندارم..
نمیدونم چرا..
شاید بخاطره اینه که نمیخوام خودمو درگیر این قضیه کنم..
نمیخوام دخالت کنم..واس همینه..
یبار دخالت کردم..دیدی چیشد..؟این دفه..عمرن:/
ایدا مطمئنا دیگه هیچ وخ نظرمو نمیپرسه..اینجوری بهتره..
اخه من واقعا ادم منطق و نصیحت و این جور چیزا نیسم..و چیزیم سردرنمیارم...
واس همین الکی نظر چرت ندم بهتره•__•
برچسب:
نویسنده: شیدا اسدیپور